شمارهٔ ۱۲۲۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو
و آن مستی محبت و آن اضطراب کو
گیرم که روی گل نگرم از هوای دوست
آن شیوه و کرشمه و ناز و عتاب کو
گلشن همان و مرغ همان شاخ گل همان
گلبانگ شوق و مستی عهد شباب کو
گر مدعی ز عشق زند لاف همچو من
کنج محبت و دل و جان خراب کو
خواب از خیال آن مژه در دیده نیستم
در دیده یی که خار بود جای خواب کو
من مست و بیخود از بت و نامم خداپرست
زین قصه گر سیوال کنندم جواب کو
در آتشم هنوز از آن شب که آن حریف
شد مست ناز و گفت که اهلی کباب کو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی هشدار میدهد که نباید به غم مردم واکنش نشان داد و باید خود را از مشکلات دور نگه داشت. شاعر به خوبی و زیبایی زندگی اشاره میکند و میگوید که در دنیا به دنبال چیزهای اندک نباشیم و از نعمات کوچک بگذریم. به سزای خستهدلان اشاره میکند که نمیتوانند بر زخمهای خود فائق بیایند و از سرزنش نشانههای ضعف دوری میکنند. همچنین، شاعر به fleeting بودن زندگی توجه میدهد و بر لزوم بهرهبرداری از زمان توصیه میکند. در نهایت، بر اهمیت انسانیت و رفتارهای نیک تأکید میکند و هشدار میدهد که نباید به صفات ناپسند دچار شویم.