نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۳۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بسکه سوزیم چو شمع از هوس محفل او

پهلوی هر که نشینیم بسوزد دل او

جان من مایل آن لاله رخ از داغ دل است

نیست چون شاخ گل از باد هوا مایل او

مشکلی از لبت ای غنچه دهان دارد دل

به یکی خنده شیرین بگشا مشکل او

سگ او خوابگهش کعبه آن کوی بود

بخت بیدار که دارد چو سگ مقبل او

خال ابروی ترا کوکب بختست بلند

کز سعادت شده اوج مه نو منزل او

خالی از داغ دلی لاله صفت کی باشد

عاشق سوخته گل گل ندهد از گل او

غیر حسرت دل اهلی نشدش حاصل هیچ

آه ازین حسرت و وای از دل بیحاصل او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و توصیفاتی از احساساتی مانند longing و درد قلبی به خاطر دوری از او دارد. او همچنان بر این نکته تأکید می‌کند که عشق، حتی با تلخی‌هایش، شیرینی خاصی دارد و می‌تواند نجات‌بخش باشد. در کل، شعر فضایی عاطفی و دل‌نشین دارد که به شدت درگیر احساسات عاشقانه می‌شود.