شمارهٔ ۱۲۳۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مارا همین جواب سلام است کام ازو
معراج ما بسست جواب سلام ازو
هر گوشه چشم ناز چو من صد هزار کشت
خون کدام خواهم و داد کدام ازو
نقد و کون قیمت یکموی یوسف است
ما را چه سود پختن سودای خام ازو
تنها نه دام راه من آنزلف و خال شد
بس مرغ زیر کی که درافتد بدام ازو
آه از جفای ساقی دوران که عاشقان
خون میخورند همچو شفق صبح و شام ازو
مارا رقیب اگر به خمار فراق سوخت
خواهد کشید ساقی دور انتقام ازو
خاص کسی نشد کرم عام میفروش
آسوده اند خلق جهان خاص و عام ازو
اهلی چو صاف عیش به درد غمی فروخت
ساقی مکن دریغ تو هم درد جام ازو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و اشتیاق عمیق به محبوب است. شاعر در آن به ابراز احساسات قلبی و معنوی خود پرداخته و به شدت وابستگی به معشوق را نشان میدهد. او دردی را که ناشی از فاصله و جدایی از محبوب است توصیف میکند و از معشوق میخواهد که نسبت به او رحم کند و به حال او توجه کند. در نهایت، شاعری که خود را در دام عشق گرفتار دیده، به استمداد از محبوب نازکدل پرداخته و امید دارد که روزی از این فراق رهایی یابد.