نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

تو به بزم عیش و نبود ره من در آن میانه

به چه حیله پیشت آیم چه سخن کنم بهانه

هوس فسانه یا رب شودت گهی که با من

بتو گویم از غم خود سخنی در آن فسانه

همه شب بخواب بینم بطواف کعبه خود را

چو شبی رسد بکویت سر من بر آستانه

بخدا که بیتو جایی نبود قرار و خوابم

مگر آنکه مست افتم بدر شرابخانه

دو لب تو را چو اهلی نگزد زرشک میرد

که مدام عیش دارد لب جام از آن میانه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند. او معشوقه‌اش را با گل و زیبایی طبیعی مقایسه می‌کند و از خنده‌ها و چهره دلربایش می‌گوید. شاعر همچنین به تاثیر نگاه‌ها و لبخندهای معشوق بر دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید که فقط کسی که عشق را تجربه نکرده نمی‌تواند ارزش زیبایی‌های او را درک کند. او در نهایت به سجده و نیایش در برابر این زیبایی می‌پردازد و آرزو می‌کند که زیبایی معشوق همیشه تازه و باطراوت بماند، بدون اینکه چیزی از زیبایی‌های او کاسته شود.