شمارهٔ ۱۲۴۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ماییم دل و دین بسر کار تو کرده
نقد دو جهان در سر بازار تو کرده
داد از که ستانیم مگر هم زلب تو
زانها که بما نرگس خونخوار تو کرده
ای کان مروت مکش اینخسته جگر را
امروز که جا سایه دیوار تو کرده
هم عاقبت ازبند فراقم برهاند
آنکسکه من خسته گرفتار تو کرده
رحمی بکن ایگل که بصد نازبر آرد
اهلی دل خود را که چنین خوار تو کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و تاثیر عمیق عشق و دلباختگی میپردازد. شاعر درباره تأثیر مثبت و منفی زیبایی محبوبش صحبت میکند، از جمله اینکه زیبایی او میتواند همسایه درد و رنج را ایجاد کند و در عین حال دلباختگان را به وجد آورد. شاعر اشاره میکند که بلبلان خاموش و صداها در کنج دلها به خاطر زیبایی محبوب خاموش شدهاند. همچنین، او از خطراتی که زیبایی محبوب به دلها میزند و آسیبهایی که به عاشقان وارد میکند، یاد میکند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که دوستی با آن محبوب زیبا و سرشار از زیبایی، آسان نیست و باغبان درخت عشق برای پرورش چنین گلهایی، سختیهای بسیاری را تجربه کرده است.