شمارهٔ ۱۲۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زان در پی یارم که عنانم به کف اوست
بر من چه گناه است کشش از طرف اوست
او تشنه به خون من و گر من سگ اورا
سنگی رسد از حادثه جانم هدف اوست
شاید که دل غمزدگان بشکند از جور
آن گوهر پاکیزه که دلها صدف اوست
برخاست دگر ساقی سرمست من از جا
ساغر بکف و دیده پرخون به کف اوست
چون آب بقا گرچه دهد جان زلب آن شوخ
دلسوخته را بیم هلاک از شعف اوست
مارا به بهشت است هوس نعمت دیدار
حیوان صفتان را سر آب و علف اوست
اهلی رخ از آن کعبه مقصود نتابد
گر در ره او کشته شود هم شرف اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر در جستجوی معشوقی است که کنترل احساساتش را در دست دارد. او از جذابیت و تأثیر معشوق بر خود صحبت میکند و خود را در معرض خطرات و دردهای عشق میبیند. شاعر به طعنه میگوید که اگرچه معشوق به او آسیب میزند، اما این عشق برای او ارزشمند است. او همچنین به امید دستیابی به خوشی و نعمت در بهشت عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر در این راه جانش را بدهد، این قربانی کردن افتخاری بزرگ است. بهطور کلی، شعر به مضمون عشق، فراق و زیباییهای آن میپردازد.