نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای مصور ز کف این تخته تعلیم بنه

سجده کن پیش بت ما سر تسلیم بنه

گر سر و دست به میزان محبت داری

جان بیک نیم و جهان جمله بیک نیم بنه

ملک راحت طلبی رند و گدا باش چو من

ورنه سلطان شو و دل بر خطر و بیم بنه

آخر ای چرخ منداینهمه غم بر دل من

بار غم بر دل عشاق به تقسیم بنه

تا مرا بنده خود خواند ز غم آزادم

خسرو وقتم و گو خط بغلامیم بنه

همنشینان چو به خشت در او جان بدهم

بر سر خاک من آن خشت بتعظیم بنه

بنده خاک در سیمتنی شو اهلی

بت پرستی مکن و دل ز زر و سیم بنه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق عشق و دلدادگی اشاره دارد. شاعر از آتش درون خود سخن می‌گوید که نشان‌دهنده اشتیاق و longing برای معشوق است. او در حالت مدهوشی و بی‌خودی به سر می‌برد و اشک‌هایش از حسرت به وجود آمده‌اند. در این میان، دل و چشمانش به عنوان آینه‌ای از زیبایی معشوق جلوه‌گری می‌کنند. همچنین، شاعر به احساساتی مانند درد و شوریدگی اشاره کرده و نشان می‌دهد که چگونه این عشق او را در حالت سماع و شوری عمیق قرار داده است.