نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ساقیا، باده بدین مست دل افتاده مده

مستم از خون دل خود دگرم باده مده

منعم ای پیر ره از هر چه کنی میشنوم

توبه از دست نگارین و رخ ساده مده

تو گرفتار خودی پند تو بنداست ایشیخ

برو و زحمت رندان دل آزاده مده

جنت و می طلبد زاهد و ساقی گوید

که ز کف جنت نقد و می آماده مده

آب حیوان مطلب همچو سکندر زنهار

عمر بر باد پی روزی ننهاده مده

برو ای صورت چین و زخدا شرم بدار

حسن خود جلوه بر آن حسن خداداده مده

اهلی از سنگ ملامت اگر هست حذر

دل دیوانه بخوبان پریزاده مده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و دل‌انگیزی عشق و معشوق اشاره دارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که ناز و زیبایی خود را به نمایش بگذارد و با حرکاتش دنیایی را تحت تأثیر قرار دهد. او به معشوق یادآوری می‌کند که باید خود را در معرض شکار عشق قرار دهد و به جای اینکه فقط خود را محصور کند، با دوستانش درباره یاد و خاطرۀ خسرو صحبت کند. در نهایت، شاعر به یاد فرهاد و دلدادگی او به شیرین اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که از عشق‌های دردناک و بی‌توجهی به یار دوری کند. این شعر نشان‌دهندهٔ عواطف عمیق و پیچیدهٔ انسانی در ارتباط با عشق و یادآوری عاشقانه است.