نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶۶ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بیمارم و لب تشنه و از قافله مانده

آبی که بود در جگرم ز آبله مانده

بگشا سر آن زلف چو زنجیر و نگه کن

جان داده صد آشفته و در سلسله مانده

تن غرقه بخون دل و محبوب نه راضی

ما خسته و پا در گل و او در گله مانده

رفتند رقیبان همه در کعبه مقصود

عاجز صفتانند درین مرحله مانده

جان رخت ببست از تن پر درد و هنوزش

در گوش و دل از ناله من غلغله مانده

فریادرس ایعقل گرانمایه که اهلی

در چنگ حریفان تنگ حوصله مانده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تذکر و هشدارهایی درباره‌ی لذات زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که نباید به دلایل بی‌اساس به زندگی و زیبایی‌های آن دل خوش کرد و نباید از فرصت‌ها غافل شد. او همچنین تأکید می‌کند که عشق و زیبایی باید به شکلی متعادل تجربه شوند و از افراط و تفریط پرهیز شود. در نهایت، شاعر به مخاطب خود می‌گوید که باید با احتیاط و درک عمیق با مسائل عاطفی برخورد کند تا دچار دردسر نشود.