شمارهٔ ۱۲۸۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در چمن با کف رنگین قدح ای گل زدهای
ناخنی بر دل صد پاره بلبل زدهای
رویت افروخته از آتش می با خط سبز
آه ازین شعله که در خرمن سنبل زدهای
حالم از درد تو بد نیست ازین شیوه بدست
که تو میدانی و عمدا به تغافل زدهای
در دلم میخلد از سوزن عیسی خاری
که به مژگان ره ارباب توکل زدهای
عاشقی کار تحمل بود از جور منال
صبر کن اهلی اگر لاف تحمل زدهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم و افسردگی صحبت میکند و به شخصی که دلش گرفته اشاره میکند. او با دعوای خندیدن و شادی کردن از گل و نوشیدن باده، از شخص میخواهد که از غم خلوت کند و به زندگی خوشبگذرانند. شاعر از تلخی شراب هم یاد میکند و میگوید که این تلخی برای کسی که عاشق است، باید شیرین باشد. او همچنین به نور و اشعهای که از چشمان محبوبش میتابد اشاره میکند و به این نکته میپردازد که عشق درد دارد و اهل عشق باید طاقت آن را داشته باشند. در نهایت، شاعر به عاشقی اشاره میکند که بدون احساس درد نمیتواند عشق ورزد.