شمارهٔ ۱۲۸۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نیست از همت خود با دو جهانم کاری
همتی دارم اگر هیچ ندارم باری
قیمت عمر ندانست و نداند هرگز
هرکرا نیست بیوسف صفتی بازاری
نیست غم گر دلم از شوق تو بسیار نماند
پیش رندان تو هم جان نبود بسیاری
مشکل عشق تو از مدرسه نگشود مرا
مگرم از در میخانه گشاید کاری
تو که در میکده با پیر مغانی اهلی
کعبه بگذار چه حاصل ز در و دیواری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها شاعر به بیان درد و رنج خود میپردازد و قدرت کلام و بیان را در مواجهه با این درد مورد تأکید قرار میدهد. او به ناکامیهای عاشقانه اشاره میکند و به مقایسه خود با خسرو و پرویز، داستانهای عاشقانه مشهور، پرداخته است. همچنین شاعر از زیبایی و جذابیت محبوب خود میگوید و تأثیر آن را بر دیگران، به ویژه در مقایسه با کسانی که کمتر درخشان هستند، بررسی میکند. او به نوعی حسرت و نارضایتی از ناکامی در عشق را به تصویر میکشد.