شمارهٔ ۱۲۹۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا کی ای رشک پری عالمی از غم بکشی
در غم آن منِ دلخسته به ماتم بکشی
مردم از دست تو تا چند ترا جور بود
نه که خوبی به تو دادند که آدم بکشی
گر به عیسینفسی جان بدهد باز لبت
جان من خلق جهان را به تو یک دم بکشی
چون همه عالم از انفاس تو جان یافتهاند
نیست کس را سخنی گر همه عالم بکشی
اهلی سوخته چون شمع چه کردست که تو
هم بسوزی ز غم خویشتن هم بکشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر اشاره دارد به اهمیت محبت و عدم آزار دیگران. شاعر در روز قیامت تأکید میکند که هیچ کس یار دیگری نخواهد بود و بهتر است انسان در راه محبت راستگو و درستکار باشد. اگر محبت واقعی داشته باشیم، نیاز به سایه دیگران نخواهیم داشت و همه موجودات، چه خار و چه گل، در برابر باد خزان یکسان خواهند شد. همچنین در پایان، شاعر میگوید که انسان واقعی کسی است که بار دیگران را بر دوش بگذارد و به کمک آنها بشتابد.