شمارهٔ ۱۳۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای نخل آرزو لب لعلت طبیب کیست
پرورده یی عجب رطبی تا نصیب کیست
بادی که می وزد خبر هجر می دهد
بازاین سموم غم پی جان غریب کیست
هرجا که عاشقی است فلک در کمین اوست
آه این حسود سنگدل آخر رقیب کیست
با هر کسی کرشمه خاصی است یار را
کس را یقین نگشت که آن مه حبیب کیست
چون گلبن مراد به بیگانه داد گل
اهلی که نالد از غم دل عندلیب کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از دوری و جدایی میپردازد. شاعر با استفاده از نمادهایی مانند "نخل آرزو" و "لب لعل" به توصیف معشوق خود میپردازد و در عین حال از رنجهایی که عشق به همراه دارد، صحبت میکند. بادی که میوزد و خبر هجر میدهد، به احساس غم و تنهایی اشاره دارد. شاعر همچنین به حسادتهای موجود در عشق و سردرگمی در شناخت معشوق میپردازد و در نهایت با تصویر "گلبن مراد" و "اهلی که نالد" به سرنوشتی تلخ و گنگ اشاره میکند که عاشق با آن مواجه است.