شمارهٔ ۱۳۰۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
چون بود روز جزایی مکن آزار کسی
زانکه کس تا بقیامت نبود یار کسی
به که در راه محبت چو الف راست شوی
که درین ره بکجی راست نشد کار کسی
گر ز خورشید چو مجنون ببیابان سوزی
به که منت کشی از سایه دیوار کسی
خار و گل چونهمه یکسان شود از باد خزان
مرغ زیرک نشود بسته گلزار کسی
برد بر دوش سبوی می رندان اهلی
مرد آنست که بر دوش نهد بار کسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر به معشوقش اشاره میکند و از او میخواهد که به او توجه کند و از زیباییهایش پرده بردارد. او به مسائلی مانند عشق، دلدادگی و کششهای عاطفی اشاره میکند و از حالتهای درونیاش در مواجهه با زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر خود را دچار شیدایی و سرگشتگی میداند و از معشوق میخواهد که به او نگاهی بیندازد و از زیباییهایش پردهبرداری کند. در کل، شعر احساسات عمیق و عاشقانه را منتقل میکند.