نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

منعت نکنم گر ببد اندیش نشینی

ترسم که به رغم من از آن بیش نشینی

غم نیست بمن گر ننشینی غم از آنست

کز من گذری غیر مرا پیش نشینی

وصل از تو نجویم که ترا ایشه خوبان

ننگ آید اگر با من درویش نشینی

ایکان نمک بهر جگر سوزی من چند

از دیده روی در جگر ریش نشینی

اهلی دلت از گوشه نشینان عدم شد

وقتست که پهلوی دل خویش نشینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از یک شاعر عاشقانه است که در آن به عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر به خاطر خنده و شوخی معشوقش، احساساتی عمیق را تجربه می‌کند و می‌گوید که چشمش به قدری تحت تأثیر او قرار گرفته که از دنیای دیگر جدا شده است. او به یاد می‌آورد که در زمانی که درباره زیبایی معشوقش صحبت می‌کرده، در درونش آتش عشق شعله‌ور شده است. همچنین، به وفا و بی‌وفایی معشوق اشاره می‌کند و به این نکته می‌رسد که در نهایت، از درس‌هایی که از عشق آموخته، بهره‌مند شده است. شعر نشان‌دهنده‌ی کشمکش‌های احساسی و زیبایی‌های عشق است.