نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری

با من چو وفایی نکنی جنگ چه داری

خورشید صفت نامزد عشق تو شهریست

از مهر من سوخته دل تنگ چه داری

دارم بضعیفی دلی از شیشه تنک تر

ایسنگدل اندر پی من سنگ چه داری

من مرغ گلستان توام پاس دلم دار

در کشتنم ایشاخ گل آهنگ چه داری

گنجی است دل اهلی و در دست تو خاری

گویا خبرت نیست که در چنگ چه داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دل‌باختگی است. شاعر از احساسات متناقضی صحبت می‌کند که از یک سو، از عشق و محبت معشوق لذت می‌برد و از سوی دیگر، از خیانت یا بی‌توجهی او رنج می‌کشد. او به یاد روزهای خوشی که با معشوق گذرانده می‌افتد و از اینکه اکنون معشوق کناره‌گیری کرده، غمگین است. شاعر به طور کلی از دشواری‌های زندگی، عدم صبر و غم دل در نتیجه رفتار معشوق سخن می‌گوید و در عین حال، شاد است که تجربه عشق را داشته است.