شمارهٔ ۱۳۲۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
از آن بجور دل مبتلای من داری
که اعتماد بسی بر وفای من داری
ز آستان خودم دور میکنی لیکن
کدام عاشق یکدل بجای من داری
جدا کند من دیوانه را فلک از تو
بسنگ تفرقه هرگه هوای من داری
ز گریه رام من ایمرغ بخت کی گردی
که وحشی دگر از های های من داری
دوای زخم ملامت که میکشد اهلی
همین بسست که گویی برای من داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به طور کلی دربارهی رویکرد انسان به زندگی و عشق و آزادی بیان دارند. شاعر از خواننده میخواهد که از عاشق شدن به چیزهای بیارزش و فریبنده پرهیز کند و بجای آن، به جستجوی سعادت و حقیقت بپردازد. او توصیه میکند که در مواجهه با سختیها و غمها به پیمانهای خود پایبند بماند و از وابستگیهای نادرست دوری کند. بهطور کلی، این شعر دعوتی به خودشناسی و هوشیاری در برابر موانع و فریبهاست.