شمارهٔ ۱۳۲۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مرید ما شو ایشیخ اگر باما دمی باشی
سگ رندان شوی بهتر که خود سر آدمی باشی
حریم کعبه وصلش نبندد در بروی کس
چرا محروم مانی سعی کن تا محرمی باشی
برون از عالم مستی چه عالمهاست مستانرا
بیا جامی بکش تا هر نفس در عالمی باشی
طبیب من مکن تندی بنه دستی چنان بر دل
که بر دلهای دردمندان مرهمی باشی
چو عیسی جان دهد هر کسکه گردد کشته خوبان
شهید عشق اگر گردی مسیح مریمی باشی
غم عالم نمی ارزد جوی بر باد ده خرمن
اگر خواهی که چون اهلی بعالم بیغمی باشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و زیباییشناسانهای است که شاعر به زبان میآورد. شاعر در این اشعار به توصیف زیبایی و شیرینی سخنان معشوق میپردازد و در عین حال از ناامیدی و حسرتی که از فاصله و عدم ارتباط با او احساس میکند، سخن میگوید. او همچنین به کمبود کلمات و زبانی که بتواند زیباییهای معشوق را به درستی بازگو کند، اشاره میکند و از اینکه هیچ زبانی قادر به توصیف حال او نیست، گله میکند. به طور کلی، این شعر به نمایش قدرت عشق و دشواری بیان آن میپردازد.