نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۳۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما بنده حسنیم و گرفتار نگاهی

عالم بر ما یک جو و فردوس به کاهی

زنهار عنان ادب از کف منه ایشاه

کاینخانه عشقست چه رندی و چه شاهی

زنار پرستی کن و سررشته نگهدار

کز ترک وفا نیست بتر هیچ گناهی

کاریست غم عشق که هرچند برآید

حاصل نشود هیچ بجز ناله و آهی

اهلی که کند دعوی معشوقه پرستی

او را بجز از شاهدومی نیست گواهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به بررسی عواطف و احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر در آن به دل سبک و دگرگون شدن، کوتاه آمدن در برابر غم و ناراحتی، و انتظار وصالی اشاره دارد که به نظر می‌رسد دستیابی به آن دشوار است. او به زیبایی و ظرافت وجود عشق و خیزش احساسات در دل می‌پردازد و می‌پرسد که آیا کسی می‌تواند این همه غم را در دور او بدون تغییر حال و رفتار دیگران برداشت کند. در این میان، شاعر از هم‌نفس خود می‌خواهد که به حالش توجه کند و دلش را از غم رها سازد. در نهایت، او به عدم انصاف در برخورد با غم و اندوه اشاره دارد و می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند این احساسات عمیق و دشوار را به سادگی درک کند.