نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری

من چگویم جان من از هر چه گویم بهتری

آب حیوانی چو پیش چشم من استاده‌ای

ور خرامی جان من از آب حیوان بگذری

گر ز لعل آتشین یکجرعه افشانی بخاک

مرده را خون در رگ افسرده در جوش آوری

جام زر دادی بغیر و خون دل دادی بما

ایگل رعنا تو با هر کس برنگ دیگری

سوی اهلی میکنی گاهی نگاه از چشم مست

باشد از روی کرم یک ره به سویش بنگری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و درد جدایی است. شاعر به سراغ یوسفی می‌رود که معشوقش را دوست دارد و از او می‌خواهد که در سختی‌ها خود را گرانجانی نکند. او تأکید می‌کند که باید با خوش‌روحی برای زندگی مواجه شد و از غم و اندوه جلوگیری کرد. در ادامه، شاعر به احساس و کمال دلی که در وصال معشوق به دست می‌آید اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که اگر کسی نتواند از عشق خود به موقع بهره‌برداری کند، در نهایت پشیمانی را تجربه خواهد کرد. همچنین، او بر اهمیت صبر و تحمل در برابر جدایی تاکید دارد و می‌گوید بهتر است که انسان در شرایط سخت، زنده بماند و به تلاش خود ادامه دهد تا از زندگانی بهره‌مند شود.