نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

می خور که در سرای جهان نیست محکمی

با داست چون حباب درین خانه خرمی

می خور که سنگ حادثه خواهد شکست

گر شیشه سپهری و گر ساغر جمی

ساقی بیا که دیو اجل در سرای ماست

صدگونه چاره ساخته بیچاره آدمی

گر در وجود ماست شکستی چو مه چه غم

خورشید عشق را نرسد دره یی کمی

ای مرهم دل از سرما سایه وا مگیر

کافاق سر بسر همه زخم و تو مرهمی

دردی ز پیر میکده ساقی بما رسان

چون ما سگ دریم و تو در خانه محرمی

دروایی که هر چه بود سنگ فتنه است

اهلی سگ توام که عجب مست و بیغمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی است که شاعر از آن صحبت می‌کند. شاعر به توصیف زیبایی معشوق می‌پردازد و احساسات عمیق خود را نسبت به او ابراز می‌کند. او می‌گوید که چشم‌انتظاری و اشتیاق او به معشوق باعث شده که مانند لاله‌زاری در کوی او باشد. در عین حال، از آینه زیبایی معشوق یاد می‌کند که اگرچه جانش را می‌سوزاند، اما هرگز نمی‌خواهد تصویر او از دلش پاک شود. شاعر از خوشبختی‌اش در داشتن معشوق می‌گوید و اشاره می‌کند که زندگی مادی انسان‌ها در دستان باد است، اما او خوشحال است که یار را در زندگی خود دارد. در پایان نیز به آرامش و امنیتی که عشق او به ارمغان می‌آورد، اشاره می‌کند.