شمارهٔ ۱۳۸۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانی
به لب چندک رسانی جان و دیگر بازگردانی
به خون من چه دشمن را اشارت میکند چشمت
هلاک صد چو من این بس که چشم از ناز گردانی
ز مستی دوست از دشمن نمیدانی از آن با غیر
سخنگویی و روی از عاشق جانباز گردانی
اگر افسانه عشقت به پایان آورم صد ره
چو گویی یک سخن دیگر همان آغاز گردانی
چو بلبل از خزان هجر، اهلی بسته لب تا کی
بیا ای گل که تا بازش سخنپرداز گردانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به معشوقی اشاره میکند که زیبایی او همچون گلی در میان خارهاست. او به شدت بر عشق و احساسات خود تأکید میکند و بیان میکند که اگر به درستی در مسیر عشق گام بردارد، میتواند بر مشکلات غلبه کند. شاعر همچنین به آتش عشق اشاره میکند و میگوید که شعله این آتش به سادگی خاموش نمیشود. در انتها، او به اهمیت رها کردن اختیار و تن دادن به عشق و وصال دوست اشاره میکند. در کل، شعر درباره عمق عشق، زیبایی و رنجهای آن است.