شمارهٔ ۱۴۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در کوی تو خون دل ما پاک فرو رفت
بس خون شهیدان که درین خاک فرو رفت
با خون جگر سرزند از دیده چو مژگان
خاری که مرا در جگر چاک فرو رفت
پیش همه کس زهر بود چاشنی مرگ
در کام من این زهر چو تریاک فرو رفت
شب همچو مه چارده پیدا شدی از بام
وز شرم تو خورشید بر افلاک فرو رفت
اهلی که ره عقل گرفت از ستم عشق
در فکر غلط با همه ادراک فرو رفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و فراق میپردازد. شاعر با بیان تصاویری از خون دل و اشک، نشان میدهد که عشق مرگبار و سنگین است. او از خونی سخن میگوید که به خاطر شهیدان در خاک ریخته شده و از زهر عشق که مانند تریاک بر کامش نشسته، احساس ناخوشایندی دارد. در پایان، به زیبایی شب و شرم خورشید اشاره میکند و میگوید که به دنبال عقل، تحت تأثیر عشق، به اشتباهاتی دچار شده است. این شعر نشاندهندهٔ تضادهای درونی و درد عمیق موجود در دل شاعر است.