شمارهٔ ۱۵۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرجا که بود یار و سرور است
غایب مشو از وی اگرت میل حضور است
زخم دل ما مرهم صبرست علاجش
وین مرهم زخمی است که با درد صبور است
معراج سعادت طلبی روی سوی عشق آر
کاندر ممر عقل ترقی به مرور است
ساقی همه دم زهر غمی گر رسد از دور
هر کو به تو نزدیک ز غمها همه دور است
صد فتنه شود زنده گر از عشق زنی دم
گویا نفس اهل محبت دم صور است
با گل منشین تا نخوری خار ملامت
گر عشق ضروری است ملامت چه ضرور است
اهلی مکنش سرزنش از سجده آن بت
گر بنده خطا کرد خداوند غفور است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عشق و دلدادگی پرداخته و نشاندهنده اهمیت حضور محبوب در زندگی انسان است. شاعر تأکید میکند که نباید از یار غایب شد و زخم دل را تنها با صبر میتوان درمان کرد. همچنین، عشق را مقدس میداند و میگوید که در مسیر عقل و سعادت، باید به سوی عشق حرکت کرد. شاعر به از بین بردن غم و فتنهها توسط نزدیکی به محبوب اشاره میکند و هشدار میدهد که عشق واقعی باید بدون ملامت و سرزنش باشد. در نهایت، بر بخشش خداوند و غفور بودن او تأکید دارد و میفرماید که گناه انسانها با محبت و رحمت خداوند قابل جبران است.