نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر زخم عشق بر دل مردم جراحت است

مارا ز زخم تیر بتان چشم راحت است

گل راست حسن و بسته دهان مرا نمک

حسن نکو بسی است سخن در ملاحت است

زنگ از دلم ببرد جمالش که از صفا

چون حسن صادقان همه حسن و صباحت است

ما درد پروریم و نیاز آر آرزو

مره م نمی خرد دل ما تا جراحت است

اهلی حکایت غم دل شرح می دهد

او را ز گفتگو نه هوای فصاحت است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره درد و رنج عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به احساسات عمیق و جراحات ناشی از عشق اشاره می‌کند. او می‌گوید که زخم‌های دل ناشی از عشق، به نوعی راحتی را نیز به همراه دارد. جمال و زیبایی معشوق در دل او تأثیر عمیق و شفابخشی دارد. شاعر همچنین به این نکته می‌پردازد که عشق و درد برای او جزئی از زندگی است و غم دلش را به خوبی شرح می‌دهد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که این گفتگو درباره معشوق، او را به یاد زیبایی و لذت‌های عشق می‌اندازد.