شمارهٔ ۱۷۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مجال حلقه صحبت کرابخانه تست؟
که کعبه حلقه چشمش بر آستانه تست
میانه تن و جان باوجود مهر ازل
کجاست آنچه میان من و میانه تست
بهانه جویی و کامم نمیدهی دانم
غرض ز خواهش من عشوه و بهانه تست
مرا به خازن جنت چکار و نسیه خلد
که آنچه نقد مرا دست در خزانه تست
نشان نماند ز تیرت جز استخوان از ما
ولی خوشیم که این استخوان نشانه تست
من از زبانه آتش چه ترسم ای دوزخ
مگر زبان ملامت کم از زبانه تست
بیا که صحبت مارا صفا تویی اهلی
چراغ مجلس ما آه عاشقانه تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ابراز عشق و longing (دلتنگی) خود اشاره میکند. او در تلاش است تا به وصال محبوبش برسد و در عین حال، میفهمد که میان او و محبوب فاصلهای وجود دارد. شاعر به ذکر زیباییهای وجود محبوب و تأثیر آن بر خود میپردازد و احساساتش را به صورت عمیق و شاعرانه بیان میکند. همچنین به شکنندگی و زودگذر بودن زندگی اشاره میکند و میخواهد که در جمع عاشقان، لحظات را با حضور محبوبش زیباتر کند. در نهایت، او عشق را به عنوان نوری برای زندگیاش میبیند.