نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای داده زآستان خود آورارگی مرا

در خاک ره نشانده به یکبارگی مرا

از بس که خون خورم ز غمت بیخود اوفتم

مردم نهند تهمت مِی‌خوارگی مرا

دردا که هست چاره کارم هلاک و نیست

غیر از تو چاره‌ساز به بیچارگی مرا

باری چو دل شکسته ز سنگ جداییم

ای سنگدل گذار به نظارگی مرا

آن میر مجلسی که تو را شمع جمع کرد

پروانه داده است به آوارگی مرا

پرورده کرشمه لطفت چو اهلی‌ام

حیف است اگر کشی به ستم‌کارگی مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، بیانگر احساس عمیق عشق و وابستگی شاعر به معشوق است. شاعر از معشوق می‌خواهد که او را از وضعیت سخت و گم‌گشتگی نجات دهد. حسرت و اندوه ناشی از عشق بی‌پاسخ و احساس تنهایی در شعر به وضوح دیده می‌شود. شاعر به دردهای ناشی از عشق اشاره کرده و از سنگدلی معشوق شکایت دارد. او همچنین به احساس ضعف و نیاز به محبت معشوق اشاره می‌کند و می‌خواهد که معشوق به یاد او باشد و از عشقش غافل نشود. در نهایت، شاعر نشان می‌دهد که به رغم تمام مشکلات، هنوز امیدی به وصال و ارتباط با معشوق دارد.