نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چشم مست گر کشد هر گوشه خلقی در غم است

گوشه‌گیر آن را چه غم گر کار عالم در هم است

در وفاداری رخ زرد مرا بشناس تو

زان که اکسیر وفا بسیار در عالم کم است

کی ز تنهایی به تنگ آیم من مجنون‌صفت

چون خیال آهوی چشم تو با من همدم است

صبح دولت می‌دمد ساقی بده جام شراب

این دم از عالم غنیمت دان که عالم یک دم است

هیچ بحری را نیارد عاشق گریان به چشم

هفت دریا پیش سیل عشق ما یک شبنم است

بیستون از پیش بردارد به همت عاقبت

هرکه چون فرهاد در کار محبت محکم است

جام جم اهلی چه جویی رو بدان خورشید کن

کز فروغ روی او هر ذره‌ای جام جم است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به مضامین عشق و وفاداری می‌پردازد. او بیان می‌کند که اگر زیبایی و عشق یک نفر دل‌های زیادی را به غم می‌اندازد، برای عاشق واقعی این غم اهمیتی ندارد. او وفاداری را نادر می‌داند و می‌گوید که به دلیل عشقش به محبوبش هرگز از تنهایی نمی‌ترسد، زیرا یاد او همیشه با اوست. در ادامه، نویسنده از لذت و زیبایی لحظات زندگی و عشق سخن می‌گوید و می‌افزاید که عشق واقعی قدرتی فراتر از دریاها دارد و انسانی که عاشق است می‌تواند بر مشکلات غلبه کند. در نهایت، اشاره به اهمیت نور و زیبایی عشق دارد و می‌گوید که هرچه می‌جویی از عشق واقعی بایستی در روشنایی آن جستجو کنی.