شمارهٔ ۲۳۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با خوش نفسی می خور اگر ماهوشی نیست
آواز خوشی باری اگر حسن خوشی نیست
گر روسیه از حسن تو گشتیم هم از ماست
در آینه صورتگر چین و حبشی نیست
زاد منشین در صف میخانه که اینجا
رندی است هنر کار بدستار کشی نیست
تلخ است مذاق غم و این چاشنی زهر
جز من که شناسد که چو من زهر چشی نیست
هرچند فلک کینه کش از تلخی مرگ است
هرگز بتر از زهر غمت کینه کشی نیست
از سینه صد چاک و صفای دل اهلی
پیداست که در آینه اش هیچ غشی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوق و غم ناشی از دوری او بیان میکند. شاعر میگوید که اگر فردی زیبا وجود ندارد، باید با خوشنفسی زندگی کرد و از زندگی لذت برد. او به تلخیهای زندگی و غم عشق اشاره میکند و نسبت به درد و رنجی که از عشق و دوری میکشد، میگوید که هیچ چیز بدتر از درد عشق نیست. در نهایت، او به صداقت و صفای دل خود اشاره میکند و نشان میدهد که در دلش هیچ کدری وجود ندارد.