نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تیره شد از توبه، ساقی طبع شورانگیز ما

خشت خم بردار و بشکن شیشه پرهیز ما

گریه ما دشمنان خویش را در خون نشاند

عاقبت کاری بکرد این دیده خون‌ریز ما

آتش پنهان ما هر شعله‌اش تیغی ست تیز

کشته شد هر کس که خود را زد به تیغ تیز ما

ما به دست خود سر خود تحفه می‌کردیم پیش

گر پذیرفتی سگ کوی تو دست‌آویز ما

این قیامت کز می عشق تو ما مستان کنیم

عرصه محشر نیارد تاب رستاخیز ما

تا نریزد بر میان چهره مژگان خون دل

کی کشد نقش خیالت کلک رنگ‌ آمیز ما

صبر اگر بر خار غم اهلی چو بلبل باشدت

صد گل شادی بر آرد گلبن نوخیز ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر به ساقی می‌گوید که با طبع شورانگیزش، حال او را تیره کرده است و از او می‌خواهد که شیشه پرهیز را بشکند. او به گریه و رنج خود اشاره می‌کند که خواهان آتش عشقش هستند و هر کس که به او نزدیک شده، آسیب دیده است. شاعر از سرنوشتش می‌گوید که خود را به جایگاه عشق می‌سپارد و عشق را قیامتی می‌داند که برای او قابل تحمل نیست. او اشاره می‌کند که اگر صبر کند، می‌تواند شادی و زیبایی را نیز تجربه کند. کل شعر نمادی از عشق و درد ناشی از آن است و به زیبایی و چالش‌های آن می‌پردازد.