نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چشم تو دگر در پی صید دل و جان است

صیادیت از دیدن دزدیده عیان است

گر داشت پری چون تو جمالی چه نهان داشت

پیداست که از شرم جما تو نهان است

حال دل بیچاره مگر جان بتو گوید

با دوست حکایت نه سرو کار زبان است

بوی تو نشان میدهدم ناله پر درد

هر ناله که از درد برآید به نشان است

مرهم بنهم بر دل و زخمم مزن از طعن

کین زخم زبان سخت تر از زخم سنان است

گیرم بت چین جان دهد آرایش حسنش

من کشته آن ساد رخم کلفت جان است

می بارد ازین مغبچگان طرفه غزالی

اینست درین مردم و اهلی سگ آن است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت خاصی می‌پردازد که شاعر در چشمان دیگری مشاهده می‌کند. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و به نوعی ناتوانی خود را در بیان عشق و دل‌باختگی نشان می‌دهد. او به تضاد زخم‌های زبانی و زخم‌های واقعی اشاره می‌کند و می‌گوید که جراحت‌های کلامی می‌توانند دردناکتر از جراحت‌های فیزیکی باشند. در نهایت، شاعر عشق خود را به زیبایی و سادگی همراه با رنج و درد بیان می‌کند.