نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

حیاتی با رخ خوی کرده اوست

که صد خضر و مسیحا مرده اوست

من از بالای او دارم شکایت

که در عالم بلا آورده اوست

چراغ زاهد از عشق ار نیفروخت

نه از عشق از دل افسرده اوست

بر افکن پرده ای باد از رخ گل

که گنج حسن زیر پرده اوست

سگش را گر شوم قربان چه منت

که مغز استخوان پرورده اوست

چو بی آزار نتوان در جهان زیست

خوشا دلخسته یی کازرده اوست

رقیب از خون دل پی برد آخر

که اهلی صید پیکان خورده اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و عمق عشق انسانی می‌پردازد. شاعر به وفور عشق و زیبایی الهی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق واقعی تنها از دل‌های رنج‌دیده و آسیب‌دیده نشأت می‌گیرد. او همچنین به تحسین زیبایی های پنهان در وجود دیگران می‌پردازد و عشق را به‌عنوان چراغی که زهاد را نیز روشن می‌کند، معرفی می‌کند. در نهایت، شاعر به ناچار بودن انسان‌ها به عشق و عواطف اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که حتی در دنیای پرخطر، دل‌هایی که از رنج می‌کشند، خوشبخترند.