شمارهٔ ۲۵۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تشریف کرامت اگر از لطف الهی است
پشمینه مارا چه کم از اطلس شاهی است
گر نامه سفیدی سببش توبه ز عشق است
این نامه سفیدی نبود نامه سیاهی است
چون برگ خزان دیده به پیرانه سرم بین
خون جگر از گریه که بر چهره گاهی است
در دعوی خونم اگرت غمزه گواه است
من راضی ام ایشوخ چهه حاجت بگواهی است
در وصف جمالت که نهایت نپذیرد
هرچند که گویند سخن نامتناهی است
عاشق که ز طوفان بلا روی نتابد
یونس صفتش کشتی نوح از دل ماهی است
اهلی نگرد نور دگر هر دم از آن رخ
آن رخ مگر آیینه انوار الهی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و تمایلات روحانی اشاره دارد. شاعر از لطفهای الهی صحبت میکند و اینکه چگونه زیبایی و کرامت وجود انسان با ارزش است، هرچند که ممکن است به ظاهر از دیگران کمتر به نظر بیاید. او به تأثیر عشق بر زندگی انسانها اشاره میکند و بیان میدارد که در دل عاشق، غم و شادی با هم مشغولند. شاعر همچنین به زیبایی معشوق اشاره کرده و میگوید که وصف جمال او فراتر از کلمات است. عشق را به طوفانی تشبیه میکند که عاشق را قویتر میسازد و در نهایت تأکید میکند که زیبایی الهی و نوری که از وجود معشوق تابیده میشود، فراتر از هر توصیف دنیوی است.