شمارهٔ ۲۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این است نهان از نمک آن تازهجوان را
کز هوش رود هر که تماشا کند آن را
آهوی ختایی فکند نافه به صحرا
گر بنگرد آن خال و خط مشکفشان را
خامانِ دلآسوده که از داغ ملامت
سوزند دل برهمن سوختهجان را
گر چشم خدابین دهد این طایفه را حق
ترسم به خدایی بپرستند بتان را
چون شمع زبانسوز بود وصف رخ گل
ای بلبل شوریده نگهدار زبان را
گر سرّ دهانت به گمان نیز نیاید
ره در دهنت نیست یقین را و گمان را
اهلی، صفت زلف درازش نتوان کرد
کوتاه کن ای دلشده این شرح و بیان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به زیبایی یک جوان و جذابیتهای او اشاره میکند. او به تماشاگران هشدار میدهد که دیدن این زیبایی ممکن است آنها را از خود بیخود کند. در توصیف، از آهو و ویژگیهای خاص آن بهره میبرد و میگوید که برخی افراد به خاطر حسرت و ملامت، دچار سوز دل میشوند. شاعر به وجود خدای حقیقی اشاره کرده و میترسد که برخی به عبادت بتها روی آورند. او با تشبیه زبان به شمع، از بلبل میخواهد که زبان خود را نگه دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که مشخصات ظاهری قابل تغییر نیستند و از دلش میخواهد که شرح و بیان را کوتاه کند.