شمارهٔ ۲۶۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بس شکل خوب چرخ کشید و خراب ساخت
تا صورتی بشکل تو ای آفتاب ساخت
آه از شرار آتش غیرت که لعل تو
با هرکه خوردمی جگر من کباب ساخت
تا در کمین مرغ دل کیستس که باز
صیادوار چشم تو خود را بخواب ساخت
خونم که ریخت غمزه مست تو بیگنه
چشم خوشت بهانه خیال سراب ساخت
جایی رسید قصه اهلی که راز او
پیر و جوان ترانه چنگ و رباب ساخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و بیان میکند که چگونه این زیبایی باعث شور و شعف در دل او شده است. او از تأثیر عشق و غیرت ناشی از آن بر جان و دل خود صحبت میکند و میگوید که چطور حسرت و اشتیاقش به محبوب باعث شده است تا همه چیزش را تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، شاعر به تأثیر این عشق بر جوانان و پیران اشاره میکند و میگوید که این داستان عشق به یک نغمه و ترانه تبدیل شده است.