شمارهٔ ۲۶۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بود از ازلم درد تو وین درد همان است
عشقت ز ازل هرکه رقم کرد همان است
هرچند بهار آمد و ایام خزان رفت
عشاق ترا رنگ رخ زرد همان است
آمد شب و آسوده خوابند جهانی
فریاد و فغان سگ شبگرد همان است
من زنده و تو سوخته یی مدعیان را
بر آینه خاطر من گرد همان است
اهلی بود از روز ازل مرد غم عشق
گر روز نه آنست ولی مرد همان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان درد و رنج عشق خود میپردازد و میگوید که این درد از آغاز وجود او بوده است. عشق او از ازل تعیین شده و هرچند زمانه تغییر کرده، احساسات عاشقان نسبت به معشوق ثابت مانده است. در حالی که دیگران خواب آرام دارند، او همچنان در غم و ناله است. شعر به رابطه میان زندهها و سوختهها و نیز به غم عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر زمان تغییر کند، ماهیت وجودی عشق و غم آن ثابت باقی میماند.