نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این چه سروست که از گلشن جان خاسته است

وین چه قدست که چون نخل گل آراسته است

گرد بر دامن پاکت نرسد از ره کس

خاصه گردی که از آلوده دلی خاسته است

وای اگر آنقدر افزوده شود روز فراق

کز شب قدر وصال تو فلک کاسته است

عشق اگر تیغ برآرد سپر عقل چه سود؟

بر سر بنده رود آنچه خدا خواسته است

اهلی از برق جهانسوز غمت بی خبرست

ورنه این خرقه صدپارچه پیراسته است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و محبوبیت معشوق اشاره دارد و به وصف ویژگی‌های او می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های ظاهری معشوق مانند قد و قامتش می‌گوید و همچنین از پاکی و بی‌خبری او از آلودگی‌های دل دیگران سخن می‌گوید. درد و رنج عشق و فاصله از معشوق نیز در این شعر مورد توجه قرار گرفته و به تأثیر آن بر سرنوشت عاشق پرداخته می‌شود. شاعر در نهایت به یادآوری این نکته می‌پردازد که حتی در غم و افسردگی، معشوق همچنان درخشان و بی‌خبر از دردهای عاشق است.