شمارهٔ ۲۹۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سراپا شمع از آن نورست کز آلودگی دور است
اگر سوزد چنین پروانه هم نور علی نور است
بیمن دامن پاک تو صافی دل بود عاشق
که در آیینه ناظر صفا از عکس منظور است
نباید ذوق گفتارت بت چین باتو زان لافد
چه فهمد نقش دیواری مکن عیبش که معذور است
من از آب حیات آن دهان مستم توهم دانی
که این مستی که من دارم نه کار آب انگور است
میان ما و زاهد داغ می چون غنچه در گل شد
من از بی پردگی رسوا و او در پرده مستورست
حدیث سینه چاک تو اهلی شهرتی دارد
چه پوشی پرده عیبی را که در آفاق مشهورست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیباییهای آن صحبت میکند. شاعر به نور و پاکیزگی عشق اشاره میکند و میگوید که در این عشق حتی پروانه هم نورانی میشود. او همچنین به محبوبش مینگرد و میفهمد که دلی صادق و پاک دارد. نویسنده بر این باور است که سخنان و حرکات محبوبش باید ارزشمند باشد و نیازی به توجیه ندارد. شاعر از شور و شوق خود در عشق میگوید و این را ناشی از شراب انگور نمیداند، بلکه بیانگر نوعی عشق عمیق و شورانگیز است. در نهایت، او به رسوایی خود و محبوبش در جامعه اشاره میکند و میگوید که عیبها و رازهای آنها در دنیا شناخته شده است.