شمارهٔ ۲۹۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پیش سرمستان عشقت گلشن و گلخن یکیست
دار منصور و درخت وادی ایمن یکیست
حسن او در دل زجام دیده صد عکس افکند
در درون خانه صد خورشید و در روزن یکیست
خوبرویان همچو پروین اند و او ماه تمام
خوشه چین بسیار می بینم ولی خرمن یکیست
در گلستان جهان جز وی نمی بینم گلی
گر سراسر گل شود عالم بچشم من یکیست
دیده یعقوب روشن گشت و دشمن کور شد
در محل فرق است ورنه بوی پیراهن یکیست
جنگ و بحث خانقه یاران بهم دشمن کند
ای خوشا میخانه کانجا دوست با دشمن یکیست
گر نظر بر غیر دارم غیر او مقصود نیست
دیده در صورت دو شد اهلی ولی دیدن یکیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و بیان میکند که همه چیز در جهان تحت تأثیر این عشق و زیبایی است. شاعر تأکید میکند که هرچند اشیاء و افراد مختلفی وجود دارند، در نهایت همه اینها به یک اصل و حقیقت واحد برمیگردند. او معشوق را مانند ماه تمام و گل برتر از همه چیز توصیف میکند و میگوید که در عشق، مرزها و تفکرات جداییساز از بین میروند. در نهایت، با اشاره به اهمیت جان و باطن واقعی نسبت به ظاهر، تأکید میکند که در دنیای ظاهری به نظر میرسد که تفاوتهای زیادی وجود دارد، اما در حقیقت همه چیز یکی است.