نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لعل او کز برگ گل رنگین تر و نازکترست

جان شیرین است و از جان هم بسی شیرین ترست

خواب در چشمم نیاید بی گل رویش شبی

بسکه از سیل سرشکم بستر و بالین ترست

لاله را با اشک خونین ام چه نسبت می کنند

لاله گر از خون بر آید اشک من خونین ترست

عاشقان را در صف خوبان کسی کی جا دهد

جای عاشق چون سگان از خاک ره پایین ترست

مور اگر در خاک گردد، جان من خاک ره است

اهلی مسکین نگر کز مور هم مسکین ترست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و ارزش گل و لاله می‌پردازد و از عشق و دلتنگی خود می‌گوید. او می‌گوید که گل از برگ‌های رنگین و لطیف‌تر است و جان شیرین او هم از این بیشتر ارزشمند است. خوابش بدون دیدن چهره محبوبش نمی‌آید زیرا اشک‌هایش بسترش را خیس می‌کند و می‌فهمد که اشک‌هایش از خونین لاله هم خونین‌تر است. او با بیان اینکه عاشقان در صف خوبان جایی ندارند، به تنهایی و ذلت عاشق اشاره می‌کند و در آخر به مصداق فقری که خود دارد، خود را حتی از مور که در خاک است، مسکین‌تر می‌داند.