شمارهٔ ۳۱۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است
چشم ما بر کرم ساقی و بخش ازلی است
رند دردی کش ما را تو چه دانی چه کس است
بجز از پیر خرابات که داند که ولی است
ای طبیب دل و جان سوی خود از ناز مرا
کی محل میکنی و درد من از کم محلی است
پاک دل نیست کسی کز می صافی گذرد
احتراز از محک تجربه عین دغلی است
عمر باشد که درین میکده با خضر و مسیح
اهلی از جرعه کشان علی و آل علی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و معنای عمیق زندگی و عشق اشاره دارد. شاعر به کوثر (نماد فراوانی و نعمت) نظر دارد و تأکید میکند که نیکوکاران واقعی از رحمت و کرم خدا بهرهمندند. رند (شخص آزاداندیش و سرکش) به درد و رنج خود اشاره میکند و میگوید تنها پیر خرابات (راهنما) است که میتواند او را درک کند. شاعر از طبیبی میخواهد که به حال او توجه کند و میگوید که پاک دل بودن دیگران در مینوشی صافی میسر نیست. در نهایت، اشاره میکند که زندگی در این میکده با وجود شخصیتهای بزرگ دینی، همچون علی و آل علی، معنا و ارزشمند است.