نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک ره چو غنچه خنده‌زنان بین به سوی ما

باشد که بشکفد گل دولت به روی ما

ای نوبهار جان مگر از ابر رحمتت

رنگی برآورد چمن آرزوی ما

سر‌رشته گم مکن که ز عهد ازل تو را

پیوند دوستی است به هر تار موی ما

صد ره اگر ز سجده به پایش نهیم سر

کی سر به ما نهد صنم تند‌خوی ما

شد جام جم سفال سبوی شکسته‌ام

بی‌خاصیت نبود شکست سبوی ما

تا خون ما نریخت حریف و چو می نخورد

چون شیشه دست برنگرفت از گلوی ما

بوی محبت از دل اهلی دمد چو مشک

ای گل نگاه دار دل ما به بوی ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با تصاویری زیبا و حساسی از بهار و عشق آغاز می‌شود. شاعر در آن از جوانه زدن و شکوفایی گل‌ها سخن می‌گوید و به آرزوهای دل اشاره می‌کند. او به نوبهار و رحمت الهی می‌پردازد و خواهان پیوند دوستی با محبوبش است. همچنین، به شکنندگی زندگی و عدم اهمیت آن اشاره دارد و می‌گوید که تا زمانی‌که دوستی و محبت برقرار است، زندگی ارزشمند است. در انتها، از محبوبش می‌خواهد تا نگاه‌دار دل او باشد و بوی محبت را در زندگی‌اش حفظ کند.