شمارهٔ ۳۲۷ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست
این حسن صورت تو عجب کارخانه ایست
دور از بهشت روی تو در دوزخ غمم
هر موی من ز آتش عشقت زبانه ایست
در بارگاه عشق هزار آستانه است
صد جبرییل خادم هر آستانه ایست
خوبان مدام صید می و نقل می شوند
آه این شراب و نقل عجب آب و دانه ایست
در بحر عشق هرکه در افتاد جان نبرد
باور مکن که عشق بتانرا کرانه ایست
دورست راه دین و ره کفر دورتر
اهلی طریق عشق گزین کاین میانه ایست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و عشق است. شاعر از زیبایی معشوق خود صحبت میکند و آن را به عنوان نشانهای از کمال میداند. او بیان میکند که دوری از معشوقش باعث عذاب و غم او شده و هر رشته از عشق او مانند شعلهای سوزان است. همچنین به عشق و عبودیت اشاره دارد و میگوید در بارگاه عشق، راههای فراوانی وجود دارد و هر کس در این مسیر عشق قدم بگذارد، باید به دنبال حقیقت باشد. نهایتاً، او انتخاب مسیر عشق را بر دیگر راههای دین یا کفر ترجیح میدهد.