شمارهٔ ۳۶۰ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
وقت مستی چون عرق از روی دلجوی تو خاست
چشمه آب حیات از هر بن موی تو خاست
هرکه روزی عشق کشتش زنده شد در کوی تو
شور و غوغای قیامت در سر کوی تو خاست
گرچه صد جان از غبار خط مشکین تو سوخت
کی غبار خاطری ز آیینه روی تو خاست
با وجود آنکه می سوزم ز آه خود خوشم
کز نسیم آهم ای مشکین نفس، بوی تو خاست
طعنه بر اهلی مزن گر گشت رسوای جهان
کاینهمه رسواییش از چشم جادوی تو خاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تأثیر عمیق عشق و زیبایی محبوبش سخن میگوید. او بیان میکند که لحظههای خوشی و سرور در زندگیاش از وجود محبوب ناشی میشود و هر کسی که به عشق او روی آورد، به زندگی و نشاط برمیگردد. شاعر از سوزش دل و آتش عشق نیز میگوید و با این حال از آنچه احساس میکند، خوشنود است. او همچنین به زیبایی محبوبش و تأثیر آن بر دیگران اشاره میکند و بهخصوص به قدرت جادوی چشمان او که باعث رسوایی دیگران میشود، اشاره میکند. در مجموع، شعر غنی از احساسات عاشقانه و تأثیر زیبایی بر زندگی است.