شمارهٔ ۳۶۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ذوقی است که در تیره شبی چون شب مویت
ناگاه درخشد ز کناری مه رویت
نقاش باندازه کشد نقش تو را چون
کاندازه ندارد صفت روی نکویت
در حلقه عشاق تو آن کعبه جانی
کار باب وفا سجده کنند از همه سویت
آیا تو خود ای آهوی مشکین بکجایی
کز هر طرفی گمشدگانند ببویت
زنهار به بیهوده ناصح نکنی گوش
کز صحبت ما منع کند بیهده گویت
اهلی بده از دست سبوی می و خوشباش
زان پیش که بر سنگ زند چرخ سبویت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری چون درخشش چهره معشوق در شب و نقاشی که نمیتواند بهتر از این زیبایی را تصویر کند، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او معشوق را به عنوان کعبه عشاق معرفی میکند که همه به سوی او سجده میکنند. همچنین شاعر هشدار میدهد که نباید به نصیحتهای بیفایده گوش کرد و در آخر به لذت بردن از زندگی و نوشیدن میپردازد. در کل، شعر فضایی عاشقانه و سرشار از احساسات قوی را به تصویر میکشد.