نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بهل حکایت شیرین به کوهکن ما را

چراغ مرده چه پرتو دهد دل ما را

رخ تو زنده کند مرده وین عجب نبود

چه کم ز معجز عیساست روی زیبا را

کسی که پیش تو میرد مسیح را چه کند؟

که بر شهید تو رشک است صد مسیحا را

ز ماه و خور که شکیبد؟ تو روی خود بنما

که تا شکیب دهی جان ناشکیبا را

نگه به سرو گلستان کجا کند هر کس

که دیده است خرام تو سرو رعنا را

به خاک پای تو، کین خوشه‌چین خرمن تو

به نیم‌جو نشمارد نعیم دنیا را

ز دام شید تو ای شیخ، اهلی آزادست

حدیث شید مگو عاشقان شیدا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها به زیبایی و جذابیت چهره محبوب اشاره دارند و می‌گویند که دیدن روی او می‌تواند جان مرده را زنده کند. شاعر به قدرت جذابیت و تاثیر این چهره اشاره می‌کند که حتی مسیح هم به او حسرت می‌برد. همچنین، در این اشعار به اهمیت و ارزش شخصی که در عشق و محبت به سراغ او می‌آید، اشاره شده و به اوج زیبایی و دلربایی عاشقانه پرداخته شده است. شاعر به نوعی عشق و شیدایی اشاره دارد که نمی‌توان آن را به سادگی بیان کرد.