نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر یار مرا میل من خسته بسی نیست

من دانم و او محرم این راز کسی نیست

گر بوالهوسان را هوس شربت وصل است

مارا بجز از چاشنی غم هوسی نیست

من بنده آن شوخ که از تندی و تلخی

بر شکرش آلایش چشم مگسی نیست

جور و ستم یار کشم تا نفسی هست

چون طاقت نادیدن یرام نفسی نیست

آن مرغ که از صحبت گلزار خروشد

گو شکر کن آخر که چومن در قفسی نیست

گر پیش و پسی در ره عمرست زمردن

در راه شهیدان وفا پیش و پسی نیست

آنرا که بود عهد و وفا با همه اهلی

جز پیر خرابات درین راه کسی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و وفاداری می‌پردازد. او بیان می‌کند که اگرچه ممکن است دیگران به دنبال لذایذ مادی و عشق‌های زودگذر باشند، اما او تنها به غم و عشق واقعی خود می‌اندیشد. او به شدت به محبوب خود وابسته است و حاضر است مشکلات و سختی‌ها را تحمل کند تا تنها لحظه‌ای از دیدن او را از دست ندهد. در این بین، شاعر به شرط وفا و راستگویی اشاره می‌کند و می‌گوید که تنها افرادی که در این مسیر همچنان وفادار و راستگو هستند، در این دنیا وجود دارند. احساس فقدان و عشق در این شعر به وضوح نمایان است و نشان‌دهنده عزم و اراده شاعر در عشقش می‌باشد.