نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۹ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنکس طلبد کعبه که بیگانه عشق است

گر عاشق و مستی همه جا خانه عشق است

ای عقل تو و مسجد معموره تقوی

ماییم و خرابات که ویرانه عشق است

از بحر وجود و صدف سینه آدم

مقصود خدا گوهر یکدانه عشق است

در مدرسه و صومعه و دیر و خرابات

حرفی که شنیدی همه افسانه عشق است

با اینهمه هشیاری و عشقی که ملک راست

دل شیفته شیوه مستانه عشق است

مشکن دل دیوانه ام ای شیشه گردون

از وی بحذر باش که دیوانه عشق است

اهلی اگرش ساغر جم نیست همین بس

کز درد سفالی سک میخانه عشق است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی مانند عشق و عرفان می‌پردازد و به اهمیت عشق در زندگی انسان‌ها اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که عشق جایگاهی خاص دارد و حتی اگر انسان‌ها در جاهای مختلف (مثل مسجد، صومعه، و خمارت) باشند، حقیقت عشق همیشه وجود دارد. عشق می‌تواند در هر مکانی وجود داشته باشد و در تمام حالات، دل انسان را درگیر خود می‌کند. همچنین، شاعر به خودآگاهی و دیوانگی ناشی از عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که گرفتار عشق بودن خود نوعی خوشی و زیبایی است. در نهایت، با بیان اینکه در میخانه عشق، درد و رنج وجود دارد، عشق را به عنوان هدف نهایی زندگی انسان معرفی می‌کند.