نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای به خاطر صد غبار از رشک تو آیینه را

کرده چاک از دست تو ماه منور سینه را

با تن چون برگ گل پشمینه‌پوشی کرده‌ای

زان بنوت نافه پوشد خرقه پشمینه را

از میان انبیاء مهر نبوت زان تست

گنج علمی لاجرم مهری بود گنجینه را

گر نمایی روی روشن کی دگر آیینه گر

پرده زنگاری از رخ بر کشد آیینه را

دیده روح الامین از شرح صدرت نور یافت

روشن آن چشمی که دید آن سینه بی کینه را

شد شب قدری شب آدینه تا مخصوص تست

غایت قدر است ازین نسبت شب آدینه را

آنچه من دوش از قیام قامتت دیدم بخواب

تا قیامت عاشقم خواب شب دوشینه را

با خیالت از ازل اهلی چو می بازد نظر

روی بنما یک نظر این عاشق دیرینه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و توصیف زیبایی و مقام معنوی یک معشوق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و استعاره‌های گوناگون، عشق و ارادت خود را به این معشوق ابراز می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که زیبایی معشوق آن‌قدر خیره‌کننده است که حتی آیینه‌ها از حس حسادت آسیب می‌بینند. همچنین به صفات نورانی معشوق، ارتباط او با انبیا و مقام نبوت اشاره دارد. او معتقد است که حتی در خواب نیز زیبایی معشوق او را مجذوب خود کرده و این عشق تا قیامت ادامه خواهد داشت. در نهایت، شاعر از معشوق می‌خواهد که یک‌بار دیگر روی خود را به او نشان دهد تا عشق دیرینه‌اش دوباره زنده شود. این شعر به طور کلی پیامی از عشق، زیبایی و مقام معنوی دارد.