شمارهٔ ۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از قبول دگران طبع ملول است مرا
ور تو رد می کنیم عین قبول است مرا
خیره چشمی است بخورشید جمال تو نظر
چکنم مردمک دیده فضول است مرا
بروای همدم و بر من مفکن سایه مهر
که دل از سایه خود نیز ملول است مرا
مهل ای گریه که گردی رسد از من بدلی
چند روزی که در این خانه نزول است مرا
اهلی از نامه سیاهی چه امید باشد
گر امیدی است هم از لطف رسول است مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از نارضایتی و خستگی خود از محبت و توجه دیگران صحبت میکند و میگوید که اگر عشق تو را رد کنم، برایم پذیرفتنی است. او به زیبایی و جذبه محبوب اشاره میکند که چشمانش به آن غیرقابل تصور است. شاعر از سایه عشق خود نیز احساس خستگی میکند و میخواهد از گریه و اندوه خود کمی فاصله بگیرد. او در نهایت به این نکته اشاره میکند که حتی نامهها و پیامهای ناامیدکننده نیز چه فایده دارند، مگر اینکه از جانب محبوب به او لطف و محبتی برسد.